سایت تخصصی روانشناسی

مدیر سایت: دکتر سکینه سلطانی کوهبنانی

سایت تخصصی روانشناسی

مدیر سایت: دکتر سکینه سلطانی کوهبنانی

سایت تخصصی روانشناسی
دکتر سکینه سلطانی کوهبنانی
استادیار دانشگاه فردوسی مشهد
مدیر پلی کلینیک روانشناسی بالینی و مشاوره دانشگاه فردوسی مشهد

آدرس محل کار:

آدرس دانشگاه: مشهد ، میدان آزادی ، دانشگاه فردوسی ، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی ، گروه علوم تربیتی ، تلفن تماس : 05138805000داخلی 5892
پلی کلینیک روانشناسی بالینی و مشاوره دانشگاه فردوسی مشهد : شماره داخلی 3676

آدرس مرکز مشاوره : مشهد، پنج راه سناباد، تقاطع خیابان پاستور، ساختمان پزشکان مهر، مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی اندیشه و رفتار، شماره های تماس: 05138412279


سایر موضوعات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات

چگونه از چرخه گفتگوی درونی منفی خلاص شویم؟

گفتگوی درونی منفی مضر است. بیاموزید که چگونه می‌توانید زنجیره مکالمه منفی را قطع کنید و از چنبر افکار فاجعه‌بار راجع به زندگی خود خلاص شوید.

به گزارش ایسنا، سواد زندگی در این باره نوشت: «وقتی احساسات افراطی و ناسالمی مانند اضطراب، عصبانیت، افسردگی و غیره را تجربه می‌کنید، به این دلیل است که در حال گفتگوی درونی غیر واقعی و منفی با خودتان هستید. این همان چیزی است که ما به‌ عنوان زنجیره مکالمه منفی می‌شناسیم. همان‌ طور که اپیکور می‌گوید: «مردم نه از خودِ چیزها بلکه از دیدگاه‌هایی که در مورد چیزها دارند، ناراحت می‌شوند.»

وقتی این احساسات منفی را تجربه می‌کنید، معمولاً دوست دارید مسئولیت بروز آن را گردن جهان، تقدیر، سرنوشت، پدر، مادر، برادران، دوستان یا کشوری که در آن زاده شده‌اید، بیندازید. این باعث می‌شود شما خود را قربانی‌ای بدانید که دیگران باید به شما کمک کرده و یاری کنند و نه فردی که بر زندگی و جهان پیرامون خود کنترل دارد و می‌تواند با موقعیت‌های متفاوت مثبت و منفی کنار بیاید.

دنیای پیرامون ما محصول گفتگوی درونی ماست

ما با گفتگوی درونی جهان را در پیرامون خود بر پا نگاه می‌داریم و افکارمان به‌ عنوان فیلترهایی بر سر راه درک واقعیت عمل می‌کنند. بنابراین درک و تفسیر شما از رویدادهای خارجی بستگی به این دارد که به خود چه می‌گویید و آیا توصیف‌تان از دنیای پیرامون واقع‌بینانه است یا نه.

به‌ طور معمول این افکار در قالب گفتگوی درونی و با تداعی معانی به‌ صورت زنجیره‌ای در ذهن ما تولید می‌شوند. این بدان معناست که یک فکر خاص به‌ طور خودکار به ذهن‌مان می‌آید و بعد فکر و گفت‌وگوی دیگری بر سر آن در ذهن درمی‌گیرد و این زنجیره همین‌ طور ادامه می‌یابد و مهم نیست مشغول انجام چه‌ کاری باشیم. مدام در جریانی سیال از افکار غوطه‌وریم. این افکار و مکالمه‌های ذهنی به‌تدریج باورهایی غیر منطقی اما ریشه‌دار در ما ایجاد می‌کنند که معمولاً بسیار منفی و ناکارآمدند. این زنجیره تفکر منفی است.

اضطراب و بی‌خوابی رنج می‌برد

بیایید یک مثال از زنجیره تفکر منفی را در نظر بگیریم. مرد جوانی با شکایت از اضطراب نزد درمانگر می‌رود. او معتقد است به خاطر شغلش که پرستاری است دچار اضطراب می‌شود. مرد جوان علت اضطراب خود را به چیزی بیرونی نسبت می‌دهد؛ چرا که شغل او، به گفته خودش، بسیار استرس‌زا است. با این‌ حال چیزی که بیمار ما نمی‌داند این است که استرس او ناشی از کار او نیست بلکه نحوه تفسیر و ارزیابی او از شرایط شغلش او را دچار اضطراب می‌کند. در حقیقت اگر به درون سر او و مکالمات ذهنی‌اش نگاه کنیم، زنجیره‌ای از افکار فاجعه‌بار، غیر قابل‌ تحمل و طاقت‌فرسا را پیدا می‌کنیم. این‌ها می‌تواند علت واقعی حالت اضطراب او باشد.

مکالمه فرضی پرستار و درمانگر

بیایید ببینیم که مکالمه فرضی بین این بیمار و درمانگر چگونه پیش می‌رود:

درمانگر: شما می‌گویید که به دلیل اضطراب دچار مشکل خواب هستید. گفتید که رئیس‌تان این هفته کارهای سخت زیادی به شما داده و از شما خواسته است که آنها را به‌سرعت انجام دهید. وقتی رئیس این را گفت، شما چه فکر کردید؟

بیمار: من فکر کردم مجبورم همه آنها را به‌ طور کامل و سریع انجام دهم؛ در حالی‌ که قادر به انجامش نبودم.

درمانگر: خوب، اگر آنها را انجام ندهید چه اتفاقی می‌افتد؟

بیمار: رئیسم تماس می‌گیرد. او فکر می‌کند که من به‌ اندازه کافی حرفه‌ای نیستم و این مرا دچار استرس می‌کند.

درمانگر: رئیس‌تان با شما چه می‌کرد؟

بیمار: خیلی وحشتناک است ... من سخت کار کرده‌ام تا این شغل را داشته باشم ... ممکن است کارم را از دست بدهم!

درمانگر: اگر شغل‌تان را از دست بدهید چه اتفاقی می‌افتد؟

بیمار: خوب، نمی‌توانم اجاره خانه و قبض‌هایم را بپردازم؛ ضمن این‌ که احساس می‌کنم شکست‌ خورده‌ام.

درمانگر: اگر این شغل خود را از دست می‌دادید، چه می‌شد؟

بیمار: من نمی‌توانستم زندگی کنم. احساس می‌کردم که زندگی‌ام را کاملاً هدر می‌دهم و زندگی من بدون کار دیگر معنی ندارد.

این گفتگوی درمانی فرضی منعکس‌کننده زنجیره‌ای از افکار فاجعه‌بار و اغراق‌آمیز است؛ چرا که آنها بر اساس شواهد تجربی یا منطقی نیستند بلکه واقعیت به دلیل باورهای غیر منطقی بیمار تحریف‌ شده است.

چرخه باطل

بازاندیشی افکار/مکالمات ذهنی پرستار

با تجزیه‌وتحلیل و بازاندیشی این مکالمه می‌توان دریافت که این افکار فاجعه‌آمیز و غیر قابل‌ تحملی که موجب ایجاد استرس در فرد و بروز مشکل بی‌خوابی در او شده است، از یک رویداد خاص (از دست دادن شغل) ناشی می‌شود که بعید است رخ دهد و اگر اتفاق بیفتد، مطمئناً آنقدرها هم که فرد تصور می‌کند وحشتناک نخواهد بود. در حقیقت استرس و بی‌خوابی او ناشی از اهمیت زیادی است که به افکار و مکالمه درونی خود می‌دهد.

این باعث می‌شود او احساس اضطراب کند و نتواند خوب بخوابد و به‌ نوبه خود کمبود خواب باعث می‌شود عملکرد بدتری در محل کار داشته باشد. در نتیجه او مضطرب‌تر می‌شود و مکالمات درونی اغراق‌آمیز و فاجعه‌بارتری با خود خواهد داشت که مشکلات بیشتری را برای خوابیدن ایجاد می‌کند. در ادامه این چرخه باطل به‌تدریج معجونی از احساسات منفی در مورد محیط کار در ذهن فرد ایجاد می‌کند که در نهایت منجر به از دست دادن یا عملکرد ضعیف در محل کار می‌شود. این در نهایت به تأیید ترس بیمار منجر می‌شود و واقعاً به بیکاری او می‌انجامد.

توقف چرخه باطل

شما صاحب احساسات خود هستید. «تو مسئول این هستی که چه احساسی داشته باشی.» در واقع شما تصمیم می‌گیرید که چه احساسی از یک واقعه دارید؛ نه به دلیل آن چه برای شما اتفاق می‌افتد بلکه به دلیل گفتگویی که از آن واقعه با خود دارید.

بنابراین وقتی منطقی و واقع‌بینانه فکر می‌کنید و مکالمه درونی‌تان از وقایع منطبق بر واقعیت است، به دور باطل تفکر منفی پایان می‌دهید و در آرامش درونی عملکرد متناسب با توانتان را خواهید داشت. به همین دلیل نباید اجازه دهید ذهن خیال‌بافتان تفسیر وقایع زندگی روزانه را بر عهده بگیرد.

در واقع شما باید ذهن خود را تربیت کنید تا با توجه به داده‌های مربوط به واقعیت فکر کند. مورد بیمار فرضی را در نظر بگیرید. هیچ شکی وجود ندارد که او باید همه کارها را به‌ طور کامل انجام دهد اما حدی برای کمال وجود ندارد. همچنین هیچ مدرکی وجود ندارد که رئیسش فکر کند او حرفه‌ای نیست. در واقع او می‌تواند خیلی بیشتر از آن چه بیمار فکر می‌کند، از کار او رضایت داشته باشد.

علاوه بر این کاملاً غیر واقعی است که باور کنیم با از دست دادن شغل، او قادر به زندگی نخواهد بود و زندگی او دیگر معنایی نخواهد داشت. حقیقت آن است که وقتی دری بسته می‌شود، درهای دیگر باز می‌شوند و همیشه هزاران گزینه جایگزین وجود دارد. با این‌ وجود در آن لحظه خاص، او نمی‌تواند آن را ببیند.

با این‌ حال با بازاندیشی افکار و گفتگوهای درونی خود می‌توان دور باطل را در جایی متوقف کرد و برای به دست آوردن دیدگاه واقعی در مورد مشکلات خود راه جدیدی را آغاز کرد.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی