سایت تخصصی روانشناسی

مدیر سایت: دکتر سکینه سلطانی کوهبنانی

سایت تخصصی روانشناسی

مدیر سایت: دکتر سکینه سلطانی کوهبنانی

سایت تخصصی روانشناسی
دکتر سکینه سلطانی کوهبنانی
استادیار دانشگاه فردوسی مشهد

آدرس محل کار:

آدرس دانشگاه: مشهد ، میدان آزادی ، دانشگاه فردوسی ، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی ، گروه علوم تربیتی ، تلفن تماس : 05138002000 داخلی 5892

آدرس مرکز مشاوره : مشهد، پنج راه سناباد، تقاطع خیابان پاستور، ساختمان پزشکان مهر، مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی اندیشه و رفتار، شماره های تماس: 05138410132 و 05138482093


سایر موضوعات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
آثار بسیاری در مورد یکی از بحث برانگیزترین و مرموزترین دانشمندان قرن بیستم «زیگموند فروید» نوشته شده است اما در کمتر اثری پدر علم روانشناسی نقش یکی از شخصیت‌های رمان را بازی کرده است.
به گزارش ایرنا، «روبرت زتالر» (Robert Seethaler) نویسنده اتریشی در رمان «پاتوق» نگاه دیگری به فروید دارد؛ فروید یکی از شخصیت‌های رمان اوست و نقش مهمی را در زندگی شخصیت اصلی داستان ایفا می‌کند.
رمان در چارچوب روایت یک عشق، به وقایع سیاسی تابستان 1937 تا 1938 میلادی در وین و دوران قدرت نازی‌ها می‌پردازد.
«پاتوق» ماجرای فرانس نوجوان 17 ساله ای است که روستای زادگاه خود را در جستجوی خوشبختی ترک کرده و به شهر وین می رود. او در آنجا با دو نفر آشنا می‌شود؛ یکی از آنها پرفسور فروید است که با پندهای خود به زندگی فرانس جهت می‌بخشد و دیگری دختری به نام آنسکا است که به عنوان اولین تجربه عشقی او را درگیر خود می‌کند. در نهایت هر سه نفر آنها با حوادث سیاسی روزگار خود به نوعی گره خورده و در آن غرق می‌شوند.
«فروید کمی به عقب رفت و به پشتی صندلی تکیه داد. تنها دلیلی که او در این دهه اخیر در ساعت‌های روان‌درمانی بالای سر بیماران می‌نشست این بود که مجبور نباشد ساعت‌ها نگاه خیره بیماران در چشم خود را تحمل کند. در واقع او دیگر از نگاه‌های ملتمس، عصبی، سرخورده یا با هر حس دیگری، گریزان بود. این اواخر حتی شنیدن ساعت‌ها درد و غم بیمارانی که هر یک از آنها فکر می‌کردند که تنها اوست که غم عالم را در سینه دارد، ساعت‌های درمان را برایش طاقت‌فرسا کرده بود».
زتالر در این رمان هنرمندانه با در نظر داشتن آموزش‌های شهرنشینی، سیاسی و انسانی فضای دلپذیر یک کشور و یک شهر را نشان می‌دهد که اندک اندک با قدرت گرفتن نازی‌ها زیبایی‌های خویش را از دست می‌دهد.
«دیروز آقای شوشینگ در شهر زادگاهش در اینس بورگ اتریش در حالی که لباس مخصوص همان شهر را به تن داشت برای هوادارانش سخنرانی کرد و از آنها پرسید آیا در روز سیزدهم مارس که برای رای‌گیری از مردم در نظر گرفته شده است آنها به یک آلمان آزاد، مستقل، سوسیالیست، مسیحی و متحد اتریشی رای خواهند داد یا خیر. بلافاصله مردم که بیست هزار نفری می‌شدند یکصدا فریاد آری خود را در هوای صاف و کوهستانی برآوردند.
احتمالا در این لحظه آدولف هیتلر هم در گوشه‌ای از برلین کنار رادیو نشسته بود و لبانش را تر می‌کرد. اتریش در نظر هیتلر با یک شنیسل قابل مقایسه بود؛ شنیسلی که در بشقاب در حال بخار کردن بود و اینک زمان تکه تکه کردن آن فرا رسیده بود.»
در واقع، زتالر برای روایت سیر ورود نازیسم به اتریش، شاهد بهتری جز یک جوان 17 ساله روستایی و فروید یهودی که دهه هشتم زندگی خود را می‌گذراند نیافته است. پزشکی که در پایان تجربه‌ای که دنیا را متحول کرد و علمی را پایه گذاشت، شاهد غمگینی برای وقایع سیاسی جامعه خویش است.
«در واقع حقیقت کم‌ترین نقشی در زندگی ما ندارد و نقش آن کم‌رنگ‌تر از آن است که ما فکر می‌کنیم. طوری که گویی نقش واقعیت در جهان هستی تحلیل رفته باشد. بیماران من فقط آنچه به ذهنشان می‌رسد را برایم تعریف می‌کنند و من حرف آنها را گوش می‌دهم».
انتشارات کتابسرای تندیس، کتاب «پاتوق» را بهار امسال با ترجمه مهوش خرمی پور در 208 صفحه منتشر کرد.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی